هوالجميل و يحب الجمال
در آغاز كلمه بود و كلمه نزد خدا و خدا كلمه بود
در همسايگي كوير راز آلود شهري است كه سطر ، سطر كتاب زندگي مردمانش را با گل نوشته اند . جغرافياي جهان براي مردمان اين شهر روي گلبرگهاي گل نقش بسته است . اينجا قمصر است . پايتخت مقدس ترين گل دنيا ، اينجا چه زيبا مي توان طواف عشق را به روشني باران ، با نغمه عاشقانه عندليب بر گرداگرد حريم گل ديد، بقدر گردش هفت آسمان و زمين .دنيا بي نام گل براي اين شهر يك لفظ بي معنا از زندگي است ، به قول ظريفي :
"زندگي براي اين شهر يك ترانه قديمي است كه هرروز در دفترچه يادداشت كنار كلمه عشق مي نويسند"
اينجا ساعت زندگي بر روي نفس هاي گل تنظيم گشته ، همه جا گل را مي بويند ، اما اينجا گل را مي بوسند ، چون اسمش مقدس است و نامش محمد است .
در گردش مدار بي قرار ، حكايت اين شهر هنوز ناشناخته مانده است ، ياد سهراب بخير :
« كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ ، كار ما شايد اين است كه در افسون گل سرخ شناور باشيم »
گلاب ترجمان اشكهاي گل است ، يا نه ، حاصل جمع قطره هاي پاك دل مردمان اين شهر است كه بي هيچ منتي تقديمتان مي گردد .
بضاعتمان دستاني است كه طعم عشق دارد و چشمهايي كه از چشمه هاي ملكوت به حرمت گلاب و خانه يار روشنتر ، كه به يُمن حضور سبزتان پيشكشتان مي كنيم تا هم معطر شويد و هم ما زلال .يادمان باشد اينجا قطعه ايست از باغ بهشت ، خاستگاه گلهاي محمدي.اينجا با نفس هاي خدا گره خورده است . اينجا قمصر است ، شهر سلام و صلوات .
پايتخت گل و گلاب ايران
وحيد فرخ تبار - شهردار قمصر |